مرتضى مطهري

131

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

شعرى غير آن شعر و نقاشىاى غير آن نقاشى نديده است ، به دليل عدم تجربه غير ممكن است . فرضاً شباهت كامل ميان آثار طبيعت و مصنوعات انسان باشد ، دليل بر اين است كه صانع طبيعت موجودى است مانند انسان و اين جهت ، مدعا را كه او داراى علم و قدرت و حكمت و ساير صفات غيرمتناهى است اثبات نمىكند . به عبارت ديگر به دليل اين شباهت نمىتوان گفت خداوند منزه از خطا و اشتباه است . رابعاً : چه دليلى هست كه ماده در درون خود نيرويى ناشناخته ندارد كه لازمه اش نظام موجود است ؟ چه ترجيحى هست كه ما به نيروى ناشناختهء مبدأ نظم در خارج ماده قائل شويم و يا به نيروى ناشناخته اى در درون ماده ؟ . خامساً : فرضاً نظام موجود نظام احسن و كاملترين نظامها باشد ، دليل نمىشود كه صانع آن كاملترين صانعها باشد ( 1 ) آنچنان كه امروز اگر بهترين كشتى را يك مكانيسين بسازد دليل نبوغ و خارق العادگى و كاملترين صانع بودن او نيست ، زيرا او وارث تجربيات و معلومات و اندوخته هاى صدها هزار نفر در طول چند هزار سال است و ممكن است شخصاً فرد كودنى باشد . ما چه مىدانيم ، شايد عالم موجود نتيجهء تجربهء ممتدى چند ميلياردسالى و بيشتر باشد از طرف صانع يا صانعها تا به امروز رسيده است ( 2 ) . سادساً : فرضاً شباهت عالم با مصنوعات انسان دليل بر وجود صانعى حكيم - لااقل در حد انسان - باشد ، دليل بر صانعى عادل و

--> ( 1 ) اگر به اين صورت گفته بود كه كاملترين نظام ممكن از آن جهت دليل كاملترين صانع نيست كه عدم امكان كمال بيشتر ناشى از ذات مصنوع است نه ذات صانع ، مثلًا يك ظرف يك ليترى را همهء صانعها و قدرتها اعم از متناهى و نامتناهى قادر نيست كه بيش از يك ليتر آب در آن بريزد ، آنوقت اشكال صورت بهترى داشت و جواب چيزى ديگر است و آن اينكه از صانع استدلال مىشود به اينكه نظام موجود كاملترين نظام ممكن است نه از مصنوع بر صانع . ( 2 ) هيوم فرضيهء تكامل تدريجى تصادفى را كه از زمان داروين به بعد طرح شده ، طرح نكرده است و آن هم بعدها طرح شده است .